X
تبلیغات
اشعار محمد و زکیه نعیمی
مرغ است و تخم مرغ، روغن رویش
در این طرفش برنج با آن بویش
صفهای زمان جنگ، در اول صف
صد ها سبد قشنگ، کالا تویش
گفتی که گدایی است، یارانه بد است
یارانه که صف نداشت در هر سویش
رفتی که کنی درست آن ابرو را
هم گند زدی به چشم و هم ابرویش
"محمد نعیمی"

+ نگارنده : محمد نعیمی چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 ساعت 16:56 |

یه روزی بچه یکساله من تو مهمونی

یهو جیش کرد و عرق نشوند به روی پیشونی

خانم خونه با طعنه گفت باباش مهندسه

مثلا خیر سرش خونده حساب و هندسه

حسابی مدرک ما رو ربط به جیش بچه داد

که ازش هی میچکه میریزه رو علم و سواد

 

"یکی پیدا بشه این مدرکو از ما برداره

آقا اصلا خر ما از کره گی دم نداره"

 

رفته بودیم خونه رفیقمون تو شهرضا

زن ذلیل بود و یه پیشنهادی داد بعد غذا

که دیگه شستن ظرف به عهده مرد خونه است

از قضا سرویس ارکوپال تو دست من شکست

خانمش نق زد و گفت مهندسی؟ روم به دیوار

برو یک کوزه بگیر مدرکتو درش بذار

 

"یکی پیدا بشه این مدرکو از ما برداره

آقا اصلا خر ما از کره گی دم نداره"

  

رفته بودیم خونه مامان اینا دبلیو سی

که دیدم چاه گرفته، اوضاع خیته اساسی

به مامان میگم بده شماره ی تخلیه چاه

تا برم زنگ بزنم، از ته دل میکشه آه

که پسر فرستادم تو بی پولی و بی کسی

چی بتون یاد دادن اونجا، مثلا مهندسی

 

"یکی پیدا بشه این مدرکو از ما برداره

آقا اصلا خر ما از کره گی دم نداره"

 

خاله جون اومده با برگه ی آزمایش خون

میگه من چیزیم شده، انگلیسی هاشو بحون

تا میگم این پره از واژه های تخصصی

میگه من میگم حالیت نیست، تو میگی مهندسی

همش آبجیم میگه بچه ام با سواده حالیشه

یه کاغذ حابیش نمیشه بازم ادعاش میشه

 

"یکی پیدا بشه این مدرکو از ما برداره

آقا اصلا خر ما از کره گی دم نداره"

  

بچه دوم من دختره مثل اولی

واسه من فرقی نداره دحتر و پسر ولی

بی بی جونم اومده پیش بابام با دلخوری

میگه این عرضه نداره بیاره کاکل زری

رفته دانشگاه چی خونده، هی میگی مهندسه

بگو یک پسر بیاره سر شکستگی بسه

 

"یکی پیدا بشه این مدرکو از ما برداره

آقا اصلا خر ما از کره گی دم نداره"

 

یه نفر از توی جمع پیام داده به این حقیر

تو اگه مهندسی شعر چرا میگی "خاک شیر"

توی رشته خودت تر زدی همه شاکی ان

اومدی شعر میگی نفله ،با چه رویی واسه من

تو اگه مهندسی برو تو کار تخلیه

یا پسر بیار که بی بی گفته جنس اصلیه

تو برو کاغذ خاله ات رو بخون بجای شعر

یا جلوی جیش بچه ات رو بگیر، میزنه تر

تو که ظرف نشستی اصلا میدونی عشق چی چیه

حراست کجایی؟ اینجا گویا هرکی هرکیه

   

آقا الان خرمو فرستادم تو کلینیک

که براش دم بکارن رنگ شرابی، متالیک

خر من هرچی که بود رفته که دم دربیاره

گیر رنگ موهاشه، تازه زدن دیکلره

اونی که مدرکمو برده بیاره خیلی زود

اره من مهندسم بترکه چشم حسود

 

 

محمد نعیمی(سروش)

+ نگارنده : محمد نعیمی جمعه بیستم دی 1392 ساعت 23:48 |
+ نگارنده : محمد نعیمی چهارشنبه سیزدهم آذر 1392 ساعت 15:33 |
+ نگارنده : محمد نعیمی شنبه بیست و هشتم بهمن 1391 ساعت 19:28 |

شعر با گویش لامردی

خلایق گوش کنید حالِ خرابُم

غمی تو سینَمن میده عذابُم

بُگم اِمشو گَپی از مَردومونُم

زن و مرد و گُتُ و خُردُ و کلونُم

گپ غیرت، گپ برنو، گپ جنگ

گپ مردای فولادی تر از سنگ

گپ خان و گپ مال و زمینش

گپ ملا، گپ ایمون و دینش

گپ نون و رطب اما حلالش

زکات ِ پای درو از رزق و مالش

گپ کَروَه، گپ نِرَه، گپ مشک

گپ دوغ خومونی،خشکو و کشک

گپ نون و سُورُو با پرگ عالی

گپ او خوردن از کیزه سفالی

گپ بازیار و لالایی مکینه

دو دست کاش کاشِ بسته پینه

صدای پت پت، شده حوزین پر او

گپ کار از صو (صبح)گه تا سر شو

گپ بازین، گپ چو مخ سواری

ماشین بازین، یه چو با چرخ گاری

گپ "کُل پشکلو"، "خَطو"، "کُتر"، سنگ

دلم سی "چو چلخ" خیلی شده تنگ

گپ "چِش کامِلو "، 6 گود و 6 هِل

گپ خَنج خوردن و بازین توی گِل

گپ بازین "موچ"، ماسیذن پا

گپ مکتب، فلک، چو(چوب)، درس ملا

گپ نون تاویی، نون تنیری(تنوری)

گپ نون نازک لیموی اسیری

گپ او دوره که دل خوشترک بید

دلا صاف بید رو دستا ترک بید

همون دوره ای که مردم چی نداشتن

برا مکنای زن حرمت میذاشتن

برات امشو بگم سیر از دیارم

بشین پای صحبت قلب فگارم

برات امشو بگم از لام و از رود

که لام و رود نقش زندگی بود

انشالله ابیات این شعر افزایش خواهد یافت

محمد نعیمی (سروش)

+ نگارنده : محمد نعیمی چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ساعت 20:7 |

شنیدم زر زده شیخ امارات

بجای اروغش کرده افاضات

رییسِ خانه ی فحشای دنیا

نموده ادعا اینگونه بیجا:

"ابوموسی و دو تنبان ایران

بود املاک عبدالله نهیان"

برو بچه شکر خوردی زیادی

نشون دادی که خیلی بی سوادی

تو تنبان خودت هم اعتباریست

دگر بر تنب ایران ادعا چیست؟

برو تنبان خود محکم نگه دار

وچشم از این جزایر نیز بردار

مراقب باش تنبانت زپایت

نیفتد ای امیر بی کفایت

محمد نعیمی (سروش)

+ نگارنده : محمد نعیمی پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ساعت 0:22 |
من عاشق و پر ز اشتباهم، چه کنم؟

آلوده شده قلب و نگاهم، چه کنم؟

شاید به دعای تو شوم آدم، لیک

از شرم گذشته و گناهم، چه کنم؟

محمد نعیمی(سروش)

+ نگارنده : محمد نعیمی جمعه چهارم فروردین 1391 ساعت 20:20 |
بر دامن دوست جان سپردن زیباست

       لب تشنه کنار آب مردن زیباست

در مکتب زینب، عشق، یعنی ایثار

      برنیزه سر حسین بردن زیباست

                                 محمد نعیمی(سروش)

+ نگارنده : محمد نعیمی جمعه یازدهم آذر 1390 ساعت 17:30 |
در محرم بست احرامی حسین ابن علی

      بانگ هل من ناصرش، لبیک با صوت جلی

در میان سعی بین خیمه گه تا قتلگاه

      چشمه ها جوشید از حلقوم طفل بی گناه

داد قربانی و شیطان سنگ می زد بر سرش

      کعبه دلها بنا شد از طواف دخترش

بهر تقصیری که حاجی می کند اندر منا

       جای ناخن داد انگشت، جای مو سر از قفا

اینچنین با خون خود اسلام را احیا نمود

        حاجی شش ماهه قربان، ظهر عاشورا نمود

                                                                محمد نعیمی(سروش)

+ نگارنده : محمد نعیمی جمعه یازدهم آذر 1390 ساعت 17:20 |
امروز مهدی وارث عهد غدیر است

            او برتمام عالم و آدم امیر است

یارب رسان بر ما در این عید ولایت

           آن وعده آخر که عیدی بی نظیر است

+ نگارنده : محمد نعیمی جمعه یازدهم آذر 1390 ساعت 17:16 |